أبو علي سينا ( مترجم : مجهول )

29

دفع المضار الكلية عن الأبدان الإنسانية ( دور ساختن هر گونه زيان از تن آدميان ) ( فارسى )

امور طبيعيه بدان كه معنى مزاج در لغت آميختن است و در اصطلاح حكما عبارتست از حالتى كه از مركبات به حس در توان يافت ميان گرمى آتش و سردى آب و ترى هوا و خشكى زمين . و اين حال حاصل مىشود بعد از آميختن عناصر به يكديگر و شكسته شدن احوال ايشان به سبب ضديت صورت‌هاى ايشان با يكديگر مثل ضديت صورت آب با صورت آتش ؛ زيرا كه صورت آب اقتضاى سردى مىكند و صورت آتش اقتضاى گرمى ، و همچنين صورت خاك اقتضاى خشكى مىكند و صورت هوا اقتضاى ترى . پس البته هرگاه به يكديگر رسند ، يكديگر را بشكنند . پس اگر يكى غالب آيد ، باقى تابع او شوند و در او فانى شوند ، به اين معنى كه به او منقلب شوند ، نه آنكه معدوم گردند . اما اگر همه از هم عاجز نيايند ، بلكه با هم برآيند ، لاجرم حالتى ميانه پيدا شود در همه ، نه آنكه احوال سابق باشد ، اگرچه از آن باشد ، و آن حالت را مزاج گويند به آن اعتبار كه از مزاج كه آميختن است پيدا شده . و در اصول حكمت مقرر است كه اگر عناصر در ميل كردن به محل‌هاى خود مساوى و برابر باشند ، ممكن نيست كه مزاج ميان ايشان حاصل شود . از جهت آنكه اگر چنين باشد ، همه از هم جدا شوند و مزاج ، ميسر نشود « 1 » ؛ و اگر فرض كنند كه حاصل شود ، مركب در هيچ محل نتواند بود . زيرا كه هيچ محل از محلى ديگر به « 2 » اولى نباشد . پس واجب است كه يكى از اينها غالب باشد « 3 » ، نه چنان‌كه باقى را فانى كند ، بل چنان‌كه

--> ( 1 ) . در متن كتاب نشوند آمده كه اشتباه است . ( 2 ) . به‌نظر مىرسد اين « به » اضافى باشد . ( 3 ) . در متن كتاب باشند آمده كه اشتباه است .